Azita Ghahreman

 Swdeish اشعار عکس  نقاشی   تماس   نوشته ها  نقدآثار   کتابها   داستان     صفحه ی اول         

   

اینجا حومه های کلاغ است

آزیتا قهرمان

نشر اسموکادل، مالمو، سوئد

ژانویه ۲۰۰۹

لینک به سایت ناشر   *

لینک به سایت فروش کتاب  *

چهارمین مجموعه شعر آزیتا قهرمان تحت عنوان « اینجا حومه های کلاغ است» توسط نشر اسموکادل در شهر مالموی سوئد  منتشر شده و در دسترس علاقمندان است

 

 

 

اجرای غیر معمول جملات و روایات در شعر آزیتا قهرمان، آنچنان روان و طبیعی جلوه میکند که فضای زبانی ی نو و نمایش نوین زبانی، قواعد خاص خود را همچون بازی جنون آمیز و سرخوشی کودکانه ای تبدیل به یک آفرینشگر سحر انگیز کلامی می کند که هم راوی- شاعر و هم خواننده- بیننده ی متن به ناگهان در سیاره ای خاص با زبانی بخصوص وارد صحنه ای بدون پیشداوری شده و خود را بناگهان رها می کند بر گردونه ی روان صفحه ای که پر است از سکوت و حرف و کلمه،  و سرشار است ازرویا و رازها و نمادها و اسطوره هایی که ریشه در ناخودآگاه منِ حاضر و غایبِ شاعر، و ناخودآگاه خواننده دارد. و این خود، در متن و از طریق متن، ناخودآگاه خویش را در آیینه ی اثر، کشف می کند. شعرهای آزیتا قهرمان، یک نوع مکاشفه ی درونی و بیرونی شاعر است با واژه ها و خیال ها.   کشف عمق کلمه و تصویر پدیده ها، تنها در مستحیل شدن در جویبار جنون واژه ها و خیال شاعر و خالی شدن است که به دست می آید. تفسیر نهایی ی کلمه ها و حرفها ، پسِ پشتِ سکوتی نهفته است که چون آینه ای ست؛ هر کس همان بیند که در خود دارد

برخورد غیرمتعارف با زبان و آفرینش زبانی نو،زبانی  که درونی ی  ذهن هذیانی و خواب زده ی راوی- شاعر است، در این شعر موفق به کشف تازه ای در نوع نوین روایت شده، که در حین شگفت انگیزی، چند معنایی و ایهام خاصی را در بر دارد که تنها و تنها زاییده ی زبانی چنین و شاعری چنین می تواند باشد. استقلال زبانی ی شاعر- راوی از نوع غیر بیانیه ای و غیرتئوریزه شده ای ست که دستمایه و نتیجه ی اصولی ی کار ، در خودِ اثر به طور مستقیم و بدون دخالت شارحِ عقلِ کل یا تئوریسینِ آنکاردشده، بر صفحه ی کاغذ، پیاده   شده و اعلام حیات می کند

شعرهای آزیتا قهرمان، مثل هر اثرادبیِِ اصیل دیگری، برمدارِ دشواری ها و دست نیافتنی ها می چرخند. شعرهای شاعر- راوی زاده ی توهم های  اوست و تصویرهای شعر او آیینه های وهم اند  بر جدار ابدیتی که اثر را از  تالار ذهن شاعر می گذراند.و تصویرها را از صافیِ تجربه های خودآگاه و ناخودآگاه شاعر عبور می دهد، تا بر قاب روز، حکش کند بر صحیفه ی جادویی انتظار.شعر(اثر)  در حکم شهودی ذهنی که عینیت زبانی پیدا می کند  چون وحی بناگاه هم از تیر رس شاعر و هم از دسترس خواننده عبورمی کند تا جایی در دور دست خیال به تماشای من نویسنده ی او بنشیند

نقطه ی قوت شعر آزیتا قهرمان در دست نیافتنی بودن واژه ها ومعناهاست. پنهانگری، رازآمیزی و گریزندگی ، از شعرهای او معناهای لغزنده ای آفریده که در دایره ی دلالت های معنایی ی مرسوم، محدود نمی ماند

در مجموع و بطور خلاصه می توانم بگویم ابهام، ناآشنایی،دیریابی و دشواری وجه مشخص شعرهاست. به راستی راوی این سطور ، جادوگرِ به تاخیر انداختن معنا و بیان غیر مستقیم حرف ها و شناخت چیزی به واسطه ی چیز دیگری ست،که خود اذعانی ست بر  حقیقت شاعرانه ی او

شاعر می داند که حقیقت، گوهری ست صید ناشدنی. متن های او گاه مخاطب خود را گم می کنند همچون حقیقتی که منِ  ما را گم کرده است و  شاعرهمچنین آگاه است و می داند که حضور در شعر و پیدا کردن گمشده ها جز با گمگشتگی بدست نمی آید

و قلبت شاخه شاخه می پوسید

بس که مرگ هایم       می نشست در فراموشی اش

و زن ژولیده می پرسید

چشم انداز این ابر         تا کجا......

پیمودن حرف وارونه

در آسمان پاشیده از ترس های توست

و حرف وارونه، همان حکایت دهلیزهای درونی ی ذهن خیالی و خیالبافانه  ی شاعر است مثل هزارتویی که از هر طرف بروی به آغاز راهی دیگر می رسی. و آزیتا قهرمان در این راه آنچنان محکم و مستحکم گام برداشته که امکان گم شدنش در لابیرنت های شعر را باید از هم اکنون به او تبریک گفت